باز هم خدا هست
او جانشین تمام نداشتن های من است..
"دکتر علی شریعتی"
كتاب "ناآرامي كودك" كه تازه خريدم رو باز مي كنم..
اولين صفحه كتاب دقيقا تجربه هاي اخير من و آنه رو توصيف كرده..
خيلي درمونده شدم.. نميدونم اين دوران سخت بيقراري هاي آنه كي تموم ميشه..
دلم براي شيرين زبوني ها و خنده هاي دلبرانه ش تنگ شده..
از وقتي كه ميرم سركار حسابي با من سر ناسازگاري گذاشته..
صبح كه ميشه يه الم شنگه حسابي و كشمكش براي آماده شدن و رفتن به مهدكودك..
بعدازظهر هم كه ميرم بيارمش، بهونه گيري هاي جورواجورش شروع ميشه و تا نيم ساعت بعد از رسيدن به خونه اين روند ادامه داره..
يه الم شنگه براي شام.. خواب.. طي شب هم چند بار بیدار شدن و گریه و زاری کردن بی دلیل..
گرماي طاقت فرساي اين روزا هم که درد بي ماشيني رو چندين برابر به رخ آدم ميكشه!
حسابي بريدم.. حتا اطرافيان هم متوجه تكيدگي من شدن..
خدايا كاري كن اين روزها زود بگذره و تموم بشه.. دلم آرامش ميخواد... آرامــــــــــــش!
*******
يه خاطره تو اين همه خستگي:
آنه در حال توجيه كردن دوستش براي بازي كردن تو حياط در شب..
دوست آنه: نه من نميام تو حياط.. اونجا لولو داره!
آنه:ببين من بهترين دوست تو هستم.. كوكو (لولو) چي ميشه يعني؟! تو مي دوني كوكو چيه اصاً؟!
دوست آنه-درحاليكه داره به يه نقطه نامعلوم اشاره مي كنه-: اوناهاش!
آنه-با اخم و دلخوري-: الان فك كن ببين تو زندگي چطور مي توني از مغزت استفاده كني؟ اَه..!!!![]()
...باي ذنب قتلت؟(9)
به كدامين گناه كشته شده است؟
...و اذا الصحف نشرت(10)
و چون كارنامه ها گشوده شود!
...واليل اذا عسعس(17)
سوگند به شب چو برود!
...و الصبح اذا تنفس(18)
سوگند به صبح چون بدمد!
...و ما تشاءون الا ان يشاء الله رب العالمين(29)
و نخواهيد مگر آنكه خداوند كه پروردگار جهانيان است بخواهد..
قرآن- سوره التكوير
